
هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود.
*** مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزشهاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاسهاي ورزشي و بدنسازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.
دنبال يك زندگي راحت هستم
*بسم رب النور*
فرارسیدن ماه بزرگ شعبان واعیادشعبانیه بردوستداران اهل بیت علیهم السلام مبارک باد
التماس دعا...

سالار کمانگر در سال 1999 از دانشگاه استانفورد در رشته بیولوژی فارغالتحصیل شد و در عرض 7 سال توانست به یکی از کارکنان کلیدی شرکت گوگل مبدل شود. در میان موفقیتهای وی در این شرکت میتوان به نوشتن نخستین پلان تجارتی و مشارکت در طراحی سیستم آگهیهای گوگل Adwords اشاره کرد. سیستم آگهیهای کلمهای هوشمند گوگل ، یکی از رموز موفقیت تجاری این شرکت بوده است. سالار کمانگر 29 ساله ، در حال حاضر جوانترین مدیر گوگل محسوب میشود.
مجله معتبر BusinessWeek متن مصاحبهای را که با کمانگر ترتیب داده بود ، منتشر کرد ، که توجه شما را به ترجمه این مصاحبه کوتاه جلب میکنم:
کلاهبرداران بزرگ تاريخ!
![]()
1-ويكتور لوستيگ (Victor Lustig)
سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت!، مسلط به پنج زبان زنده دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه ميتوانست زيركترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد ميكرد و به نظر ميرسيد كه همه روزبهروز پولدارتر ميشوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و سادگي آمريكاييها سود برد.
در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بيعيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل!
ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.
دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامههايي با سربرگهاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسهاي دولتي و محرمانه در هتل كرئون( creon ) كه محلي شناخته شده براي قرارهاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.
شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينههاي نگهداري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئنترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.
در آمريكا در انبار كالايي، كارگر بي سوادي كار مي كرد. او موظف بود تعداد كالاي داخل هر گوني را شمارش كرده و درصورت صحيح بودن مقدار آن، روي گوني بنويسد* All Correct* و چون اين كاگر بي سواد بود و طرز نوشتن اين كلمه را بلد نبود با استفاده از صداي اول كلمه ها، علامتي روي گوني ها مي گذاشت به اين صورت كه به جاي* All * از * O * و به جاي * Correct * از * K * استفاده مي كرد و به جاي كلمه ي* All Correct* روي گوني ها مي نوشت * O.K * استفاده از كلمه ي * O.K * به تدريج همه گير شده و امروزه مردم سراسر دنيا، اين اصطلاح را به خوبي مي شناسند و به كار مي برند.
ادامه مطلب رو بخونید...

سیزدهم رجب میلاد مسعود مولود کعبه
وروز بزرگ پدر برتمامی رهروان راستین این امام همام وهمه پدران خوب ایرانی تهنیت باد.
![]()
![]()
![]()
علی ای همای رحمت
توچه آیتی خدارا ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
که به ما سوا فکندی
همه سایه همارا![]()
![]()
![]()
این الرجبیون
ای دوست بدان که :« رجب » نام نهری است در بهشت که از شیر سفید تر است و از عسل شیرین تر .
ماشا، مانكني كه مسلمان شد
تصويري از ماشا بعد از تشرف به دين اسلام
«ماشا اليل
یکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسیزبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسيه، به بالاترین حد رسید.
ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجاب اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي ميگويد از جلوههاي كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختي ميكند.
آنچه در پی میآید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

ماشا اليليکينا در جمع اعضاي گروه موسيقي فابريک
(قبل از تشرف به دين اسلام)
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.
کودک دوباره پرسید: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند گفت: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
خداوند ادامه داد: فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم شد.
خداوند گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، اگر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا، اگر من باید همین حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید.
خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیتی ندارد، به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی!
| اهميت پرچم ايران باستان در ميدان جنگ و براي سرباز ايراني | ||
|